بلاگ

  • چگونه پیش از پیدایش تقاضا، قابلیت دیده شدن در جستجو را ایجاد کنیم

    تقاضای جستجو پیش از ظهور کلمات کلیدی شکل می‌گیرد. ببینید چگونه Exploding Topics، جستجوی اجتماعی و روابط عمومی، ساختن اعتبار اولیه را پشتیبانی می‌کنند.

    اکتشاف اکنون قبل از اینکه تقاضای جستجو در گوگل نمایان شود، رخ می‌دهد.

    در سال ۲۰۲۶، علاقه‌مندی در فیدهای اجتماعی، جامعه‌ها و پاسخ‌های تولید شده توسط هوش مصنوعی شکل می‌گیرد – خیلی پیش از این‌که به‌عنوان حجم جستجوی کلمه کلیدی ظاهر شود. 

    تا زمانی که تقاضا در ابزارهای سئو ظاهر شود، فرصت شکل‌دادن به درک یک مفهوم دیگر از دست رفته است.

    این مسأله‌ای برای روش معمول انجام تحقیقات بازاریابی جستجو ایجاد می‌کند. 

    ابزارهای کلمه کلیدی، حجم جستجو و Google Trends نشانگرهای تأخیری هستند. 

    آنها آنچه مردم دیروز به آن اهمیت می‌دادند را نشان می‌دهند، نه آنچه هم‌اکنون در حال بررسی هستند. 

    در محیطی که مرورهای هوش مصنوعی، SERPهای اجتماعی و فضای ارگانیک در حال کاهش است، دیر رسیدن به معنای رقابت در چارچوب روایت‌هایی است که پیشاپیش توسط دیگران تعریف شده‌اند.

    Exploding Topics پیش از این تغییرات قرار دارد. 

    این ابزار به شناسایی موضوعات، رفتارها و گفتگوهای نوظهور کمک می‌کند در حالی که هنوز در حال شکل‌گیری‌اند – پیش از این‌که به کلمات کلیدی، خوشه‌های محتوا و دسته‌بندی‌های محصول تبدیل شوند. 

    اگر به‌درستی استفاده شود، این فقط یک ابزار روند نیست؛ بلکه روشی برای برنامه‌ریزی پیش‌دستانه سئو، محتوا، روابط عمومی دیجیتال و جستجوی مبتنی بر اجتماعی است.

    این مقاله نحوه استفاده از Exploding Topics برای شناسایی موجودیت‌های آینده، اعتبارسنجی آن‌ها از طریق جستجوی اجتماعی، و ایجاد قابلیت دیده شدن در جستجو پیش از اوج تقاضا را تشریح می‌کند.

    از تجزیه‌وتحلیل‌های روند Exploding Topics برای شناسایی موجودیت‌های آینده استفاده کنید – نه فقط موضوعات

    اکثر بازاریابانی که از Exploding Topics استفاده می‌کنند، ارزش آن را برای ایده‌پردازی محتوا درک می‌کنند و ما این را پوشش می‌دهیم. 

    اما فرصت بزرگتر آن، شناسایی موجودیت‌های آینده است – مفاهیمی که موتورهای جستجو و سیستم‌های هوش مصنوعی به‌زودی به‌عنوان «اشیاء» متمایز تشخیص خواهند داد، نه صرفاً به‌عنوان تغییرات کلمه کلیدی.

    این مهم است زیرا جستجوی مدرن دیگر صرفاً بر پایه کلمات کلیدی عمل نمی‌کند. 

    مرورهای هوش مصنوعی گوگل، ChatGPT و سایر سامانه‌های مبتنی بر مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) اطلاعات را حول موجودیت‌ها و روابط سازماندهی می‌کنند. 

    به‌محض اینکه یک موجودیت تثبیت شود، روایت پیرامون آن سفت می‌شود. 

    اگر دیر رسیدید، در قصه‌ای که پیشاپیش تعریف‌شده رقابت می‌کنید. 

    Exploding Topics به شما دیدگاهی کافی می‌دهد تا قبل از وقوع این اتفاق، اقدام کنید.

    مثال: ماسک‌های خواب وزن‌دار

    تحلیل روند ماسک‌های خواب وزن‌دار

    در Exploding Topics ممکن است متوجه افزایش پیوسته «ماسک خواب وزن‌دار» شوید. 

    حجم جستجو هنوز پایین است و اکثر ابزارهای کلمه کلیدی اهمیت آن را کم‌ارزش می‌دانند.

    در نگاه اول به‌نظر می‌رسد این یک روند محصول خاص است که به‌ساده‌گی می‌توان آن را نادیده گرفت.

    اگر دقیق‌تر نگاه کنید، سیگنال‌ها قوی‌تر می‌شوند:

    • عبارت ثابت و قابل تکرار است.
    • موضوعات مرتبط در کنار آن رو به رشد هستند، از جمله خواب با فشار عمیق، ابزارهای خواب برای اضطراب، و تحریک عصب واگ.
    • سؤالاتی که نشانگر قصد هستند، در حال افزایش است.
    • گفتگوهای اولیه بر درک مفهوم تمرکز دارند، نه صرفاً خرید محصول.

    این نقطه‌ای است که چیزی از یک محصول توصیفی به یک راه‌حل نام‌دار تبدیل می‌شود؛ به عبارت دیگر، در حال تبدیل شدن به یک موجودیت است.

    رویکرد سنتی

    اکثر برندها صبر می‌کنند تا:

    • تقاضای جستجو واضح شود، در دسامبر ۲۰۲۵ اقدام کنند نه در ژوئیه ۲۰۲۵.
    • رقبا صفحات محصول اختصاصی راه‌اندازی کنند.
    • وابستگان و ناشران محتواهای «بهترین» و «مقابل» را منتشر کنند.

    فقط پس از آن‌ها ایجاد می‌کنند:

    • یک صفحه دسته‌بندی.
    • مقاله‌ای با عنوان «ماسک خواب وزن‌دار چیست؟» یا فعال‌سازی جستجوی اجتماعی.
    • محتوای سئو طراحی‌شده برای جلب حضور، مانند سؤالات متداول (FAQ)، ویژگی‌های SERP و رتبه‌بندی‌ها.

    در این مقطع، موجودیت قبلاً وجود دارد و روایت پیرامون آن عمدتاً توسط شخص دیگری نوشته شده است. 

    در این مورد، NodPod به‌وضوح بر موجودیت تسلط دارد.

    اقدام زودتر، در حال شکل‌گیری موجودیت

    استفاده مؤثر از Exploding Topics به معنای اقدام زودتر است، در حالی که موجودیت هنوز تعریف می‌شود. به‌جای شروع با صفحه محصول، شما:

    • یک توضیح واضح و معتبر از این که ماسک خواب وزن‌دار چیست، منتشر می‌کنید.
    • توضیح می‌دهید چرا فشار عمیق می‌تواند در بهبود خواب و اضطراب مؤثر باشد.
    • به مخاطبان هدف بپردازید – کسانی که برایشان مناسب است و کسانی که نیست.
    • محتوای پشتیبانی‌کننده‌ای ایجاد کنید که زمینه بیشتری می‌دهد، مانند مقایسه با پتوهای وزن‌دار یا نکات ایمنی.

    این کار می‌تواند به‌سرعت و در مقیاس بزرگ از طریق روابط عمومی واکنش‌پذیر و فعال‌سازی‌های جستجوی اجتماعی انجام شود. 

    شما هنوز برای بهینه‌سازی کلمات کلیدی اقدام نمی‌کنید. 

    شما به الگوریتم‌های اجتماعی، موتورهای جستجو و سیستم‌های هوش مصنوعی می‌آموزید که این مفهوم چه معنایی دارد و برند خود را از ابتدا با این توضیح مرتبط می‌کنید.

    این همان روشی است که برندها می‌توانند در جستجو در سال ۲۰۲۶ و پس از آن موفق شوند. 

    این رویکرد پیش‌دستانه و زودهنگام:

    • به سیستم‌های جستجو کمک می‌کند تا مفاهیم جدید را سریع‌تر درک کنند.
    • احتمال بازاستفاده از چارچوب شما در پاسخ‌های تولید شده توسط هوش مصنوعی را افزایش می‌دهد.
    • برند شما را به‌عنوان مرجع در مورد این موجودیت موقعیت می‌دهد – نه تنها به‌عنوان فروشنده‌ای در گفتگو.

    بیشتر بررسی کنید: فراتر از گوگل: چگونگی تدوین یک استراتژی جستجوی جامع

    اعتبارسنجی موجودیت‌های نوظهور از طریق جستجوی اجتماعی

    شناسایی یک موجودیت نوظهور تنها گام نخست است. 

    ریسک واقعی، نه تنها زود بودن در یک گفت‌وگو، بلکه زود بودن برای چیزی است که هرگز به اوج نمی‌رسد.

    در اینجا بسیاری از تیم‌های سئو متوقف می‌شوند. 

    آن‌ها منتظر حجم جستجو می‌مانند و دیر می‌رسند، بر اساس احساس منتشر می‌کنند و امید دارند تقاضا دنبال کند، یا تحت عدم اطمینان سر می‌فشارند و کاری انجام نمی‌دهند.

    یک میانه بهتر وجود دارد: اعتبارسنجی موجودیت‌های نوظهور از طریق تحقیق و آزمون‌های فعال‌سازی جستجوی اجتماعی پیش از بزرگ‌مقیاس کردن آن‌ها در سئو اختصاصی و تجربه‌های داخلی.

    Exploding Topics ساده است. آن نشان می‌دهد چه چیزی ممکن است مهم باشد. پلتفرم‌های اجتماعی به شما می‌گویند آیا مخاطبان‌تان واقعاً به آن اهمیت می‌دهند.

    چگونه جستجوی اجتماعی لایه اعتبارسنجی شما می‌شود

    پس از آنکه Exploding Topics یک موجودیت نوظهور بالقوه را نمایان می‌کند، گام بعدی Keyword Planner نیست. 

    جستجوی بومی در پلتفرم‌هایی مانند TikTok، Reddit و YouTube است که با استفاده از ابزارهای روند داخلی یا جستجوی ساده پلتفرم انجام می‌شود.

    شما به دنبال سیگنال‌های زیر هستید:

    • چندین سازنده محتوا به‌صورت مستقل همان مفهوم را توضیح می‌دهند.
    • بخش‌های نظرات پر از سؤالاتی مانند «آیا واقعاً کار می‌کند؟» یا «آیا ایمن است؟» است.
    • چارچوب‌ها، استعاره‌ها یا نمایش‌های تکراری.
    • محتوای ابتدایی آموزش یا مقایسه، حتی اگر کیفیت تولید پایین باشد.

    این سیگنال‌ها نشانگر نیت هستند. 

    کنجکاوی به درک تبدیل می‌شود. 

    تاریخاً، این فاز همیشه پیش از تقاضای قابل‌تجزیه در جستجو بوده است.

    بازنگری مثال ماسک خواب وزن‌دار

    پس از مشاهده «ماسک خواب وزن‌دار» در Exploding Topics، می‌توانید آن را در TikTok جستجو کنید.

    آنچه می‌خواهید ببینید، عدم وجود تبلیغات سنگین برند است. 

    پیشنهادهای تجاری پیشرفته یا مسیرهای TikTok Shop نشان می‌دهد بازار قبلاً تثبیت شده است. 

    به‌جای آن، به دنبال سازندگان محتوا – نه کانال‌های برند – باشید که محصولات را آزمایش می‌کنند، راه‌حل‌ها را بررسی می‌کنند و به مشکل اساسی می‌پردازند.

    • روی ویدیوهایی تمرکز کنید که دردها، نیازها و انگیزه‌ها را توضیح می‌دهند، مانند اینکه چرا فشار می‌تواند به اضطراب کمک کند. 
    • نظرات را برای مقایسه با دیگر راه‌حل‌ها بررسی کنید. 
    • به سؤالات مطرح‌شده در ویدیوها و بخش‌های نظرات توجه کنید.

    ابزاری مثل Buzzabout.AI می‌تواند این کار را در مقیاس بزرگ از طریق تحلیل موضوعات و پژوهش‌های کمک‌دست هوش مصنوعی انجام دهد.

    این سیگنال‌ها به دو سؤال کلیدی پاسخ می‌دهند:

    • آیا افراد فعالانه سعی در درک این مفهوم دارند؟
    • چه زبان، چارچوب و اعتراضاتی پیش از وجود داده‌های سئو شکل می‌گیرد؟

    این همان اعتبارسنجی است.

    بازنگری در چگونگی ساخت استراتژی سئو

    در اینجا است که استراتژی جستجو تغییر می‌کند. 

    به‌جای پرسیدن «آیا حجم کافی برای توجیه … وجود دارد؟»، سؤال بهتر این است: «آیا کنجکاوی کافی برای توجیه ساختن اعتبار پیش از موعد وجود دارد؟»

    اگر سیگنال‌های اجتماعی ضعیف باشند:

    • متوقف شوید.
    • ریسک را با آزمایش با سازندگان محتوا خارج از کانال‌های خودتان کاهش دهید.
    • از سرمایه‌گذاری سنگین در محتواهایی که ماه‌ها طول می‌کشد تا رتبه بگیرد، اجتناب کنید.

    اگر سیگنال‌ها قوی باشند:

    • با اطمینان گسترش دهید.
    • با سازندگان همکاری کنید و کانال‌های برند را فعال کنید.
    • در صفحات موجودیت، هاب‌ها، سؤالات متداول، مقایسات و بهینه‌سازی صفحات لیست محصول (PLP) سرمایه‌گذاری کنید.

    در این مدل، پلتفرم‌های اجتماعی پرسرعت لایه آزمایش می‌شوند.

    سئو آزمایش نیست؛ بلکه لایه ترکیبی (تراکم‌ساز) است.

    بیشتر کاوش کنید: محتوای تولید شده توسط کاربران (UGC) و رسانه‌های اجتماعی: موتورهای اعتماد که جستجو را در همه‌جا قدرت می‌دهند

    روابط عمومی دیجیتال تحریریه‌ای که لینک‌ها و ارجاعات مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) را به‌دست می‌آورد

    اکثر روابط عمومی دیجیتال هنوز به‌صورت معکوس عمل می‌کند.

    • یک روند به شناخت عمومی می‌رسد.
    • روزنامه‌نگاران درباره آن می‌نویسند.
    • برندها به سرعت برای اظهار نظر می‌جنگند.
    • تیم‌های روابط عمومی سعی می‌کنند لینک‌ها را از داستانی که قبلاً وجود دارد استخراج کنند. 

    نتیجه، پوشش کوتاه‌مدت، تأثیر پراکنده و مزیت‌ جستجوی ماندگار کم است.

    Exploding Topics امکان معکوس کردن این دینامیک را فراهم می‌کند؛ با نمایان‌سازی روایت‌های تحریریه پیش از واضح شدن آن‌ها و موقعیت‌یابی برند شما به‌عنوان یکی از منابعی که به تعریف آن‌ها کمک می‌کند.

    در سال ۲۰۲۶، این مورد بیش از پیش اهمیت دارد. 

    لینک‌ها همچنان مهم هستند، اما دیگر تنها نتیجه‌ای که ارزش دارد، نیستند.

    منشن‌های برند، توضیحات و ارجاع‌ها به‌صورت فزاینده‌ای به سامانه‌های پشت مرورهای هوش مصنوعی، ChatGPT، Perplexity و دیگر تجربه‌ های کشف‌ مبتنی بر مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) تغذیه می‌کنند.

    چرا روایت‌های پیش‌دستانه نسبت به روابط عمومی واکنش‌پذیر برتری دارند

    وقتی یک موضوع در همه‌جا حضور دارد، روزنامه‌نگاران در حال تجمیع اطلاعات هستند. وقتی یک موضوع در حال ظهور است، هنوز سؤالات می‌پرسند.

    Exploding Topics مفاهیم را در مرحله‌ای نشان می‌دهد که:

    • هنوز روایت توافق‌نظر وجود ندارد.
    • تعاریف یکنواخت نیستند.
    • روزنامه‌نگاران به‌دنبال وضوح هستند، نه نقل‌قول.
    • داستان‌های «این چه چیزی است؟» هنوز نوشته نشده‌اند.

    این همان نقطه‌ای است که برندها می‌توانند از نظر دادن به یک گفت‌وگو به شکل‌دادن به آن تغییر مسیر دهند.

    از جاک‌ کننده روند به صاحب روایت

    به‌جای ارائه «دیدگاه برند ما درباره X»، با سیگنال‌های ابتدایی‌ای که می‌بینید، دلایل ظهور این مفهوم در حال حاضر و آنچه درباره رفتار مصرف‌کننده یا بازار نشان می‌دهد، پیش‌قدم می‌شوید.

    تفاوت جزئی اما مهم است.

    شما دیگر به پوشش‌هایی که از پیش وجود دارد واکنش نشان نمی‌دهید. 

    شما چارچوبی می‌سازید که روزنامه‌نگاران، ناشران و در نهایت سامانه‌های هوش مصنوعی از آن استفاده می‌کنند. 

    مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) تنها از رتبه‌بندی‌ها یاد نمی‌گیرند. 

    آنها از زمینه تحریریه، توضیحات تکراری و چگونگی توصیف و تعریف مفاهیم نوظهور توسط نشریات معتبر، در طول زمان یاد می‌گیرند.

    اگر به‌طور مستمر این رویکرد اعمال شود، ترکیب می‌شود. 

    همان‌گونه که برند شما با شناسایی و توضیح روایت‌های نوظهور در مراحل اولیه مرتبط می‌شود، از نظرات واکنشی به منبع معتمد تبدیل می‌شوید. 

    روزنامه‌نگاران شروع می‌کنند به شناسایی منبع بینش‌های مفید می‌پردازند و این اعتماد در پوشش‌های برجسته‌تر در آینده ادامه می‌یابد. شما دیگر برای حضور خود درخواست نمی‌کنید. 

    دیدگاه شما به‌طور فعال درخواست می‌شود.

    نتیجه، مالکیت پیش‌دستانه روایت و دسترسی قوی‌تر زمانی که پوشش گسترده‌تر می‌آید، است.

    پنجره تحریریه‌ای پیش از پوشش گسترده

    پیش از آنکه «ماسک خواب وزن‌دار» به عنوان یک اصطلاح پر ازدحام در تجارت الکترونیک اوایل ۲۰۲۵ تبدیل شود، یک پنجره تحریریه‌ای واضح وجود داشت.

    روزنامه‌نگاران هنوز داستان‌هایی منتشر نکرده بودند که می‌پرسند:

    • «ماسک خواب وزن‌دار چیست؟»
    • «آیا ماسک‌های خواب وزن‌دار ایمن هستند؟»
    • «آیا واقعاً برای اضطراب مؤثر هستند؟» 

    این همان فرصت بود.

    یک رویکرد مبتنی بر روابط عمومی در این مرحله شامل می‌شود:

    • ارائه توضیحات تخصصی به روزنامه‌نگاران درباره فشار عمیق و خواب.
    • به‌اشتراک‌گذاری دیدگاه‌های اولیه درباره دلیل ظهور این دسته‌بندی محصول.
    • ارائه زمینه در کنار پتوهای وزن‌دار و سایر ابزارهای اضطراب.

    نتیجه فقط پوشش نیست. این اتصال روابط عمومی به جستجو، کنجکاوی و کشف است که با کمک به تعریف خود مفهوم، ارتباط برقرار می‌کند.

    این کار لینک‌ها را به‌دست می‌آورد، اشاره‌های برند را می‌سازد و اختیار را در اطراف موجودیت‌های نوظهور که مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) به‌مرور زمان بیشتر به‌استناد می‌گیرند و خلاصه می‌کنند، نشان می‌دهد.

    بیشتر بررسی کنید: چرا روابط عمومی برای دیده شدن در جستجوی هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند

    نقشه‌های محتوایی و بریف‌هایی که به حجم جستجو وابسته نیستند

    حجم جستجو نقطه شروع ضعیفی برای بریف‌سازی محتوا است.

    این فقط علاقه را پس از تثبیت یک موضوع، تثبیت زبان و پر شدن SERP نشان می‌دهد.

    استفاده از آن به‌عنوان ورودی اصلی، تیم‌ها را به دنبال کردن تقاضا می‌کشاند به‌جای ساختن اعتبار.

    به همین دلیل است که بسیاری از برندها سال به‌سال پست «X چیست؟» را بازنویسی می‌کنند.

    بریف‌های بهتر در بالا سطر (بالای جریان) آغاز می‌شوند.

    آنها از Exploding Topics برای شناسایی آنچه در حال شکل‌گیری است و از جستجوی اجتماعی برای درک چگونگی تلاش مردم برای فهمیدن آن استفاده می‌کنند.

    بازتعریف فرایند بریف‌سازی

    تغییر اصلی، حرکت از بریف‌های مبتنی بر کلمات کلیدی و حجم به بریف‌های مبتنی بر نیت مخاطب است.

    به این معنی است که بر سه نکته تمرکز کنید:

    • مشکلاتی که مردم شروع به بیان آن‌ها می‌کنند.
    • مفهوم‌هایی که هنوز به‌صورت واضح تعریف نشده‌اند یا مورد بحث فعال قرار دارند.
    • زبانی که ناهمسان، احساسی یا اکتشافی است.

    زمانی که محتوا به این روش مطرح می‌شود، هدف تغییر می‌کند. 

    دیگر «ایجاد X برای رتبه‌بندی Y» نیست. 

    بلکه «X را توضیح دهید تا مخاطب Y را تجربه نکند». 

    این تغییر مهم است.

    طراحی محتوا‌ای که ترکیب می‌شود به‌جای این‌که منقضی شود

    هدف تیم‌های محتوای سئو در سال ۲۰۲۶ و پس از آن باید تهیه بریف محتوا باشد که یک مفهوم را به‌وضوح تعریف کند. این شامل:

    • اتصال آن به ایده‌های مرتبط.
    • مقایسه آن با راه‌حل‌های موجود.
    • پاسخ به سؤالات در گفت‌وگوهایی که هنوز در حال شکل‌گیری هستند.

    این همیشه نیازی به محتوای نوشتاری ندارد. 

    همین کار می‌تواند از طریق فعال‌سازی‌های جستجوی اجتماعی یا روابط عمومی دیجیتال انجام شود.

    اگر به این شکل مورد استفاده قرار گیرد، محتوا به‌ جای تعقیب تقاضا، خود را به سمت تقاضا می‌سازد.

    به‌جای بازنویسی هر بار که حجم جستجو تغییر می‌کند، از طریق به‌روزرسانی‌ها، گسترش و در صورت امکان، پیوند داخلی قوی‌تر پیشرفت می‌کند. 

    به‌محض رشد علاقه، محتوا نیازی به جایگزینی ندارد؛ فقط به‌رفع نقاط ضعف نیاز دارد. 

    این همان نوع مطالبی است که هوش مصنوعی و مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) تمایل دارند به آن استناد کنند – به‌موقع، واضح، توضیحی و مبتنی بر سؤالات واقعی.

    انتشار پایان کار نیست

    منتشر کردن و انتظار برای رتبه‌بندی محتوا دیگر پایان بریف نیست.

    تیم‌ها به برنامه واضحی برای توزیع و بازاستفاده نیاز دارند.

    برای موضوعات نوظهور، این به معنای ارائه بینش در پست‌های مرتبط Reddit، جوامع Discord، انجمن‌های تخصصی و بخش‌های نظرات سازندگان است. 

    نه برای گذاشتن لینک‌ها، بلکه برای پاسخ به سؤالات، به اشتراک‌گذاری توضیحات، و آزمایش چارچوب در عموم.

    این گفت‌وگوها به‌صورت بازخوردی به خود محتوا برمی‌گردند، وضوح را بهبود می‌بخشند و احتمال این را افزایش می‌دهند که توضیح شما توسط دیگران تکرار شود.

    با رویکرد فعال‌سازی جستجوی اجتماعی، برندها می‌توانند پیام‌گذاری را به‌سرعت مقیاس‌بندی کنند، از طریق همکاری با شرکایی که بریف را به صدای خود تفسیر و توزیع می‌کنند. 

    وقتی این کار انجام شود، محتوای سئو دیگر ایستای نیست و به‌جای آن مانند نقطه‌مرجع زنده عمل می‌کند – نقطه‌ای که به فرهنگ کمک می‌کند و شناختی پایدار برای برند می‌سازد.

    بیشتر کاوش کنید: فراتر از قابل‌مشاهده در SERP: ۷ معیار موفقیت برای جستجوی ارگانیک در سال ۲۰۲۶

    جایی که این وضعیت سئو را در سال ۲۰۲۶ می‌گذارد

    تقاضای جستجو به‌صورت کامل شکل نگرفته‌است.

    این در پلتفرم‌های اجتماعی، جوامع و کشف مبتنی بر هوش مصنوعی توسعه می‌یابد، خیلی پیش از اینکه به‌عنوان حجم کلیدواژه ثبت شود.

    • Exploding Topics به نمایان‌سازی آنچه در حال ظهور است کمک می‌کند.
    • جستجوی اجتماعی نشان می‌دهد آیا مردم سعی در فهمیدن آن دارند یا نه.
    • روابط عمومی دیجیتال به شکل‌دادن به نحوه تعریف و ارجاع به این ایده‌ها کمک می‌کند.
    • سئو به‌وسیله تقویت روایت‌های در حال شکل‌گیری ترکیب می‌شود، نه این‌که پس از وقوع سعی در آزمون یا ابداع آن‌ها داشته باشد.

    در این مدل، سئو لایه‌ای است که بینش‌های ابتدایی و توضیح واضح را به قابلیت دیده شدن پایدار در گوگل، پلتفرم‌های اجتماعی و پاسخ‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی تبدیل می‌کند.

    جستجو دیگر از گوگل شروع نمی‌شود. تیم‌هایی که بر این واقعیت عمل می‌کنند، بر آنچه مردم بعداً جستجو می‌کنند، تأثیر می‌گذارند.

  • با وجود سر و صدا، هوش مصنوعی عامل هنوز برای به‌دست‌گیری کنترل‌های برند آماده نیست

    توسط کیمکو مک‌کوی

    Ivy Liu

    هوش مصنوعی عامل اهداف بلندپروازانه‌ای دارد و به بازاریابان وعده می‌دهد که ایده‌پردازی و اجرا را در یک جریان، با نظارت کمی، انجام دهند. اما واقعیت این است که هنوز انسان‌ها فرماندهی کار را در دست دارند.

    در بخش اعظم سال ۲۰۲۵، هوش مصنوعی عامل به عنوان واژه‌پرفروش صنعت مطرح شد. همان‌طور که Digiday تعریف می‌کند، «وضعیتی که در آن چندین عامل هوش مصنوعی برای تکمیل وظایف پیچیده با هم کار می‌کنند، با نظارت حداقل از سمت کاربر انسانی». اما به‌نظر می‌رسد این نظارت کم، مانعی باشد که بازاریابان را از پذیرش کامل استقلال هوش مصنوعی عامل باز می‌دارد.

    «این فقط برای انتقال از تولید به انتشار آماده نیست»، گفت کارن رودریگز، مدیر ارشد بازاریابی محتوا در New American Funding.

    رودریگز گفت که شرکت وام‌دهی مسکن از هوش مصنوعی عامل در تمام بخش بازاریابی خود برای نوشتن متون و پیش‌نویس‌های محتوا در شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی ایمیلی استفاده می‌کند. New American Funding هوش مصنوعی عامل را از طریق مشارکت خود با Writer، یک پلتفرم هوش مصنوعی سازمانی، آزمون کرده است. با این حال، انسان‌ها بخش عمدهٔ محتوا را پیش از انتشار بازبینی می‌کنند.

    در شرکت فناوری سلامت و بهزیستی Oura نیز وضعیت مشابهی مشاهده می‌شود. Oura از هوش مصنوعی عامل برای بهینه‌سازی عملکرد خود در جستجوهای هوش مصنوعی عامل و استراتژی تولید محتوا استفاده می‌کند، اما در حال حاضر هیچ محتوای تولید‌شده توسط هوش مصنوعی بدون دخالت انسانی منتشر نمی‌کند، گفت مدیر ارشد بازاریابی Oura، دوگ سوینی.

    «آن‌ها بلاگ نمی‌نویسند، اما از نظر زمینه‌ای به ما کمک می‌کنند — مانند یک ویراستار یا نویسنده‌ای که در کنار شما می‌نشیند و یاری می‌کند»، او گفت.

    به‌عنوان مثال، محتوایی که برای رودریگز در New American Funding قبلاً روزها برای نوشتن، ویرایش و دریافت تأیید از بخش حقوقی می‌طلبید، اکنون می‌تواند در همان روز آماده شود، او گفت.

    طبق پژوهش PwC، شرکت‌های آمریکایی گزارش داده‌اند که هوش مصنوعی عامل بهره‌وری را ۶۶٪ و صرفه‌جویی‌ها را ۵۷٪ افزایش داده است.

    با این وجود، همچنان احتیاطی در مورد اعتماد به این عوامل هوش مصنوعی برای به‌کارگیری مستمر راهنمای سبک برند و منبع‌گذاری صحیح تصاویر تولید‌شده وجود دارد.

    Writer سیستم‌هایی را برای مقابله با توهم و سایر نقص‌های هوش مصنوعی عامل پیاده‌سازی کرده است، گفت دیگو لومان‌تو، مدیر ارشد بازاریابی Writer. به‌عنوان مثال، این سیستم برای هر اقدام انجام‌شده توسط عامل هوش مصنوعی توضیحی ارائه می‌دهد که سپس می‌تواند توسط مشتری بررسی شود، او افزود.

    در Go Fish Digital، یک آژانس بازاریابی دیجیتال، برخی از مشتریان نسبت به خدمات هوش مصنوعی عامل بازتر هستند، در حالی که برخی دیگر نگران توهمات و دقت هستند و یا سیستم‌های خودکار هوش مصنوعی را محدود می‌کنند یا بازبینی انسانی بیشتری می‌طلبند، گفت دیوید دوِک، رئیس Go Fish Digital.

    «همهٔ آنچه ساخته‌ایم برای تعامل بین انسان و هوش مصنوعی طراحی شده است»، دوِک گفت.

  • زن پس از به‌طور وسواسی تولید تصاویر هوش مصنوعی از خود، به روان‌پریشی ناشی از هوش مصنوعی دچار شد

    زنی که در یک استارتاپ تولید تصویر هوش مصنوعی کار می‌کرد می‌گوید این فناوری او را به یک دوره مانیک دو قطبی کشاند که منجر به روان‌پریشی شد.
    Getty / Futurism

    علاوه بر هزینه‌های زیست‌محیطی، سیاسی و اجتماعی‌ای که هوش مصنوعی بر جهان تحمیل کرده است، این فناوری همچنین با بحران جدی سلامت روان مرتبط است؛ به‌طوری‌که کاربران به توهمات می‌گرایند، در نهایت به بیمارستان‌های روان‌پزشکی منتقل می‌شوند یا حتی خودکشی می‌کنند.

    به‌عنوان مثال، Caitlin Ner را در نظر بگیرید. در مقاله‌ای برای Newsweek، Ner درباره تجربه‌اش به‌عنوان سرپرست تجربه کاربری در یک استارتاپ تولید تصویر هوش مصنوعی می‌نویسد — شغلی که او می‌گوید او را به عمق فروپاشی روانی ناشی از هوش مصنوعی کشاند.

    در روایت صریح خود، Ner می‌گوید همه‌اش از زمان کار آغاز شد؛ جایی که او روزانه بیش از نه ساعت را صرف درخواست‌های خود به سامانه‌های اولیهٔ هوش مصنوعی تولیدی از دوران ۲۰۲۳ می‌کرد. اگرچه تصاویری که این سامانه‌های انسان‌ساخت تولید می‌کردند اغلب خراب و تحریف‌شده بودند، اما همچنان «مانند جادو» حس می‌شد — حداقل در ابتدا.

    «در عرض چند ماه، آن جادو به حالت جنونی تبدیل شد»، او نوشت.

    Ner نوشته است که این تصاویر اولیه «آغاز به تحریف ادراک بدن من کردند و مغزم را به‌گونه‌ای بیش از حد تحریک می‌کردند که به‌طور جدی سلامت روانم را تحت‌تأثیر قرار می‌داد». حتی وقتی هوش مصنوعی تعداد انگشت‌های تولید شده در دست انسان را کنترل کرد، این تصاویر همچنان فشار روانی ایجاد می‌کردند؛ به‌جای خطاهای آناتومیک، صحنه‌هایی با اندام‌های فوق‌العاده لاغر و زیبا را به تصویر می‌کشیدند.

    «دیدن مکرر این تصاویر هوش مصنوعی، حس عادی بودن من را دوباره‌تنظیم کرد»، Ner توضیح داد. «وقتی به انعکاس واقعی‌ام نگاه می‌کردم، چیزی می‌دیدم که نیاز به اصلاح داشت».

    در یک لحظهٔ بحرانی، Ner شروع به آزمایش با تصاویری کرد که خود را به‌عنوان یک مدل مد به تصویر می‌کشید؛ دستوری که توسط شرکتش که به دنبال کاربران علاقه‌مند به مد بود، تعیین شده بود. «متوجه شدم که در حال فکر کردن به این هستم که «اگر فقط شبیه نسخهٔ هوش مصنوعی‌ام می‌بودم»،» او نوشت. «به‌شدت وسواسی به کم‌چربی‌تر شدن، داشتن بدن بهتر و پوست کامل فکر می‌کردم».

    به‌زودی او برای تولید بی‌وقفه تصاویر، خواب خود را از دست داد؛ این کار را «اعتیادآور» می‌نامید، چون هر تصویر «یک انفجار کوچک دوپامین» را به‌وجود می‌آورد. اگرچه Ner پیش از ورود به مدلینگ مد هوش مصنوعی به‌خوبی اختلال دوقطبی خود را تحت درمان داشت، این وسواس جدید به یک «دورهٔ مانیک دو قطبی» تبدیل شد که او می‌گوید باعث بروز روان‌پریشی شد.

    «وقتی تصویری هوش مصنوعی از من روی اسب پرنده دیدم، باور کردم که می‌توانم واقعاً پرواز کنم»، Ner می‌نویسد. «صدای‌ها به من گفتند از بالکن بپرسم، احساس اطمینانی به من دادند که می‌توانم زنده بمانم. این توهم بزرگ‌نمایی تقریباً مرا به پرش واقعی ترغیب کرد».

    خوشبختانه، او خود را متوقف کرد و برای کمک به دوستان و خانواده رجوع کرد. یک متخصص به او کمک کرد تا متوجه شود کارش این مسیر را به‌وجود آورده است، که منجر به ترک استارتاپ هوش مصنوعی شد. «اکنون می‌فهمم که آنچه برایم رخ داد تنها تصادف بیماری روانی و فناوری نبود»، او توضیح می‌دهد. «این یک نوع اعتیاد دیجیتال بود که ماه‌ها و ماه‌ها تولید تصویر هوش مصنوعی به‌وجود آمد».

    او پس از آن به‌عنوان مدیر در یک شرکت مدرن دیگر به نام PsyMed Ventures منتقل شد؛ شرکتی که Newsweek آن را به‌عنوان یک صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر که در حوزه سلامت ذهن و مغز سرمایه‌گذاری می‌کند، توصیف کرده است. بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری شده توسط PsyMed ابزارهای هوش مصنوعی دارند — که Ner می‌گوید هنوز هم از آن‌ها استفاده می‌کند، هرچند با احترامی تازه یافته.

    اطلاعات بیشتر درباره هوش مصنوعی: مردی که توصیف می‌کند چگونه ChatGPT او را مستقیماً به روان‌پریشی کشاند

  • Google می‌گوید گزینهٔ «به‌صورت تدریجی معرفی می‌شود» برای تغییر آدرس @gmail.com شما

    در یک صفحهٔ پشتیبانی Google، این شرکت اعلام می‌کند که گزینهٔ جدیدی برای اجازهٔ تغییر آدرس ایمیل کاربران حتی اگر آدرسشان «@gmail.com» باشد، به‌صورت تدریجی در حال اجراست.

    مدتی است که Google به کاربران اجازه می‌دهد آدرس ایمیل حساب خود را در صورت استفاده از آدرس ایمیل شخص ثالث تغییر دهند، اما کاربران دارای آدرس «@gmail.com» نمی‌توانستند آن را تغییر دهند؛ همان‌طور که Google می‌گوید:

    اگر آدرس ایمیل حساب شما با @gmail.com تمام شود، معمولاً نمی‌توانید آن را تغییر دهید.

    به نظر می‌رسد این وضعیت در حال تغییر است.

    در همان صفحهٔ پشتیبانی که در حال حاضر می‌گوید معمولاً نمی‌توانید ایمیل خود را تغییر دهید، Google فرآیند جدیدی که «به‌صورت تدریجی معرفی می‌شود» را شرح می‌دهد. صفحهٔ تغییریافته به‌طرز عجیبی در حال حاضر فقط به زبان هندی نمایش داده می‌شود، بنابراین نمی‌توانید تغییرات را به انگلیسی ببینید. تمام مطالب زیر ترجمه شده‌اند. این صفحه اولین بار در گروه «Google Pixel Hub» در تلگرام مشاهده شد.

    Google توضیح می‌دهد:

    آدرس ایمیل مرتبط با حساب Google شما، همان آدرسی است که برای ورود به سرویس‌های Google استفاده می‌کنید. این آدرس ایمیل به شما و دیگران کمک می‌کند تا حساب شما را شناسایی کنید. اگر مایل باشید، می‌توانید آدرس ایمیل حساب Google خود که به gmail.com ختم می‌شود را به یک آدرس ایمیل جدید که به gmail.com ختم می‌شود، تغییر دهید.

    این عملکرد جدیدی است که Google هنوز جزئیات آن را در جای دیگر منتشر نکرده، اما می‌گوید که «به‌صورت تدریجی برای همه کاربران در دسترس خواهد شد».

    با این تغییر، Google به کاربران اجازه می‌دهد آدرس ایمیل «@gmail.com» خود را به آدرس جدید «@gmail.com» با نام کاربری متفاوت تغییر دهند. پس از تغییر، Google توضیح می‌دهد که آدرس ایمیل اصلی شما هنوز ایمیل‌ها را در همان صندوق ورودی که آدرس جدید دارد دریافت می‌کند و برای ورود به سرویس‌ها قابل استفاده است و هیچ‌یک از دسترسی‌های حساب شما تغییر نمی‌کند. کاربران نمی‌توانند ایمیل خود را در طول ۱۲ ماه پس از تغییر، تغییر یا حذف کنند.

    وقتی آدرس ایمیل حساب Google خود را از ایمیلی که به gmail.com ختم می‌شود به ایمیل جدیدی که به gmail.com ختم می‌شود تغییر می‌دهید:

    • آدرس ایمیل قدیمی در حساب Google شما که به gmail.com ختم می‌شود به‌عنوان یک نام مستعار (alias) تنظیم می‌شود. برای اطلاعات بیشتر در مورد نام‌های مستعار ایمیل، به صفحه مربوطه مراجعه کنید.
    • ایمیل‌ها هم به آدرس قدیمی و هم به آدرس جدید شما ارسال می‌شوند.
    • داده‌های ذخیره‌شده در حساب‌تان، از جمله عکس‌ها، پیام‌ها و ایمیل‌های ارسالی به آدرس قدیمی، تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد.
    • می‌توانید هر زمان که بخواهید، آدرس ایمیل قدیمی حساب Google خود را دوباره استفاده کنید. اما نمی‌توانید در طول ۱۲ ماه آینده آدرس ایمیلی جدید که به gmail.com ختم می‌شود ایجاد کنید. همچنین نمی‌توانید آدرس ایمیل جدید را حذف کنید.
    • می‌توانید برای ورود به سرویس‌های Google مانند Gmail، Maps، YouTube، Google Play یا Drive، از آدرس ایمیل قدیمی یا جدید استفاده کنید.

    هر حساب می‌تواند حداکثر تا ۳ بار آدرس «@gmail.com» خود را تغییر دهد؛ یعنی در مجموع می‌تواند ۴ آدرس مختلف داشته باشد.

    Google همچنین توضیح می‌دهد که آدرس Gmail قدیمی شما همچنان در برخی موارد نمایش داده می‌شود و «در نمونه‌های قدیمی‌تر» نظیر رویدادهای تقویم که قبل از تغییر ایجاد شده‌اند، بلافاصله منعکس نمی‌شود. شما همچنان می‌توانید ایمیل‌ها را از آدرس قدیمی ارسال کنید. آدرس قدیمی هنوز متعلق به شماست و نمی‌تواند توسط کاربر دیگری استفاده شود.

  • تیم هوش مصنوعی تسلا شب کریسمس را به کار گرفت و نسخه FSD v14.2.2.1 را منتشر کرد

    این به‌روزرسانی تنها یک روز پس از آغاز انتشار نسخه FSD v14.2.2 برای مشتریان منتشر شد.

    در این کریسمس، تسلا به کارهای شبانه می‌پردازد و تیم هوش مصنوعی تسلا به‌صورت آرام نسخه Full Self-Driving (Supervised) v14.2.2.1 را تنها یک‌روز پس از آغاز انتشار نسخه FSD v14.2.2 برای مشتریان منتشر می‌کند.

    مالک تسلا بینش‌های خود را درباره نسخه FSD v14.2.2.1 به اشتراک می‌گذارد

    مالک طولانی‌مدت تسلا و آزمونگر FSD @BLKMDL3 پس از چندین رانندگی با نسخه FSD v14.2.2.1 در شرایط بارانی لس‌آنجلوس، با آب ثابت و خطوط راه کم‌رنگ، برخی بینش‌ها را به‌اشتراک گذاشت. او گزارش داد که هیچ تعلیق یا لرزش در فرمان حس نمی‌شود، تغییر خطوط با اطمینان انجام می‌شود و مانورهای دقیق که عملکرد ربات‌تاکسی‌های خودران تسلا در آستین را تداعی می‌کند، اجرا شد.

    عملکرد پارک‌کردن شگفت‌انگیز بود؛ اکثر مکان‌ها به‌دقت کامل، حتی در پیچ‌های تیز و فشرده، در یک‌بار و بدون لرزش در فرمان انجام شد. تنها یک انحراف جزئی به دلیل خودروی دیگری که از خط پارک عبور کرده بود رخ داد که FSD با افزودن چند اینچ این فاصله را جبران کرد. در بارانی که معمولاً علائم جاده را از بین می‌برد، FSD خطوط راه و مسیرهای پیچ را بهتر از انسان‌ها تجسم کرد و هنگام ورود به خیابان‌های جدید به‌طور بی‌نقص موقعیت خود را تنظیم کرد.

    « امشب مسیر تاریک، مرطوب و پیچ‌دار یک دره کوهستانی را بالا و پایین طی کردم و همان‌طور که انتظار می‌رفت، خیلی خوب پیش رفت. در خط مسیر مرکز ماند، سرعت را به‌خوبی حفظ کرد و حس فرمان‌دهی‌ای که اعتماد به‌نفس می‌بخشد، ارائه داد؛ این‌جوری که این جاده‌های پیچ‌دار را بهتر از اکثر رانندگان انسانی مدیریت می‌کند.» صاحب تسلا در پستی در X نوشت.

    همین‌طور، به‌روزرسانی دیگری از FSD. نسخه ۱۴.۲.۲.۱ در حال دانلود است! pic.twitter.com/ajh1mu0TEK— Greggertruck (@greggertruck) ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵

    ۵ رانندگی با FSD v14.2.2.1 انجام دادم و این‌ها نظرات من هستند:

    هنوز هیچ تعلیق یا لرزش در فرمان ندارم، تغییر خطوط با اطمینان و عالی است. تمام رانندگی‌های امشب من با این نسخه در باران بوده و از عملکرد آن در مواجهه با آب ثابت روی جاده بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم… pic.twitter.com/W6RwqnnChe— Zack (@BLKMDL3) ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵

    خبر خوب 🚨 $TSLA FSD V14.2.2.1 هم‌اکنون در حال انتشار است 💥

    این نسخه نگهداری برای اصلاح ویژگی‌های موجود در ۱۴.۲.۲ است 🔥 سرعت انتشار این به‌روزرسانی از زمان شروع سری v14 به‌صورت شگفت‌انگیزی سریع بوده است 🔥

    ۱️⃣ V14.1 (2025.32.8.5) — ۶ اکتبر ۲۰۲۵
    ۲️⃣ V14.1.1 (2025.32.8.6) — ۱۲ اکتبر ۲۰۲۵… pic.twitter.com/cdhioquSU8— Ming (@tslaming) ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵

    به‌روزرسانی FSD v14.2.2 تسلا

    یک روز پیش از انتشار نسخه FSD v14.2.2.1، تسلا نسخه FSD v14.2.2 را منتشر کرد که بر عملکرد واقعی نرم‌تر، آگاهی بهتر از موانع و مسیر دقیق‌تری در انتهای سفر متمرکز بود. بر اساس یادداشت‌های انتشار این به‌روزرسانی، FSD v14.2.2 شبکه عصبی انکودر بینایی را با ویژگی‌های با وضوح بالاتر ارتقا می‌دهد و تشخیص وسایل نقلیه اضطراری، موانع جاده‌ای و اشارات انسانی را بهبود می‌بخشد.

    گزینه‌های جدید Arrival Options نیز به کاربران اجازه می‌دهد سبک‌های دلخواه تحویل را انتخاب کنند، مانند پارکینگ، خیابان، راه‌پایانی، گاراژ پارک یا لبه‌خیابان، به‌طوری که پن مکان‌یابی به‌صورت خودکار به نقطهٔ ایده‌آل تنظیم شود. سایر بهبودها شامل توقف برای وسایل نقلیه اضطراری، مسیرهای دوربری بر پایهٔ تصویر برای جاده‌های مسدود، مدیریت بهتر دروازه‌ها و مانده‌مانده‌ها، و پروفایل‌های سرعت برای تنظیم سبک رانندگی است.

  • سوال از سئوکار: حد بین پر کردن کلیدواژه و بهینه‌سازی چیست؟

    در اینجا رویکردی مستدل برای بهینه‌سازی کلیدواژه‌ها ارائه می‌شود که شفافیت، ساختار و تجربه واقعی کاربر را در اولویت قرار می‌دهد.

    سوال از سئوکار: حد بین پر کردن کلیدواژه و بهینه‌سازی چیست؟

    در این هفته در بخش «سؤال از سئو»، بری می‌پرسد:

    «حد بین پر کردن کلیدواژه و بهینه‌سازی چیست؟ آیا قانونی جادویی وجود دارد که تعیین کند چه‌قدر باید کلیدواژه اصلی و کلیدواژه‌های مرتبط را در یک صفحهٔ ۲٬۰۰۰ واژه‌ای به کار برد؟ آیا کلیدواژه اصلی باید هم در سرفصل‌ها و هم در متن همان بخش حضور داشته باشد؟»

    سؤال عالی!

    هیچ چیزی به نام «بهینه‌سازی شده» در رابطه با کلیدواژه‌ها و تکرارها وجود ندارد. این وضعیت مشابه ارزیابی «اعتبار» دامنه‌هاست. امتیازهای بهینه‌سازی که دریافت می‌کنید، معیاری هستند که بر پایهٔ تصور ابزارهای سئو از اعتمادپذیری یک دامنه ساخته شده‌اند و نه بر اساس موتورهای جستجو یا سیستم‌های هوش مصنوعی. ایدهٔ نیاز به تکرار کلیدواژه از مفهومی به نام چگالی کلیدواژه (keyword density) برمی‌آید که خود نتیجهٔ ابزارهای سئو است.

    هر ابزار روشی متفاوت برای تشخیص اینکه آیا یک واژه یا عبارت به اندازهٔ کافی تکرار شده است تا «سئو‑دوست» شود، دارد؛ و چون افراد به این ابزارها اعتماد می‌کنند، این رویکرد را به‌عنوان یک فاکتور یا سیگنال معتبر رتبه‌بندی برای موتور جستجو می‌پذیرند. این بدان معنا نیست که موتورهای جستجو به تعداد دفعات حضور یک واژه در صفحه یا پاراگراف توجه نمی‌کنند؛ بلکه چنین تکرارهای بیش از حد تجربهٔ کاربری خوبی ایجاد نمی‌کند.

    الگوریتم پاندا توانایی محتوای کم‌کیفیت با پر کردن بیش از حد کلیدواژه‌ها را کاهش داد و پیشرفت‌های بعدی گوگل، برت (BERT) و موم (MUM)، امکان درک بهتر زمینه، روابط بین واژگان و ساختار کلی صفحه را فراهم کردند. امروزه گوگل بسیار بهتر از پیش می‌تواند معنای محتوا را بدون نیاز به کلیدواژه‌های دقیقاً یکسان تکرار شده، تفسیر کند.

    با این حال، کلیدواژه‌ها مهم هستند.

    کلیدواژه‌ها به موتور جستجو سیگنالی می‌فرستند که موضوع صفحه چیست. آن‌ها می‌توانند در سرفصل‌ها، درون متن، به‌عنوان لینک‌های داخلی، در تگ‌های عنوان، اسکیما و ساختار URL به کار روند. اما نگران بودن دربارهٔ استفاده از کلیدواژه برای مقاصد سئو می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند. بنابراین، بیایید تعریف پر کردن کلیدواژه را برای این مطلب بیان کنیم.

    پر کردن کلیدواژه به وضعیتی اطلاق می‌شود که شما یک کلیدواژه یا عبارت کلیدواژه‌ای را صرفاً به منظور سئو، در محتوا، سرفصل‌ها و آدرس‌ها تحمیل می‌کنید.

    با تحمیل یک کلیدواژه به محتوا یا سرفصل‌ها، تجربه کاربری را تحت تأثیر قرار می‌دهید. گرچه موتور جستجو می‌تواند هدف رتبه‌بندی شما را تشخیص دهد، اما زبان محتوا طبیعی به نظر نخواهد رسید. به جای نگرانی دربارهٔ تعداد دفعات استفاده از کلیدواژه، به معادل‌های آن و راه‌های دیگر بیان مطلب که برای خواننده آسان باشد، فکر کنید. بسیاری از موتورهای جستجو به‌طور پیوسته توانایی درک روابط بین موضوعات، واژگان، جملات و عبارات را بهبود می‌بخشند. دیگر نیازی به تکرار مداوم یک واژه نیست.

    اگر واژهٔ «مجموعه شنا» را در گوگل جستجو کنید، در چند تگ عنوان ممکن است این واژه را ببینید، اما همچنین واژهٔ «لباس شنا» ظاهر می‌شود. اگر به‌جای آن «بست شنا» را وارد کنید، شاید در تعداد زیادی از تگ‌های عنوان مشاهده نشود؛ اما تگ‌ها به‌جای آن از «لباس شنا» و سایر مترادف‌ها استفاده می‌کنند، هرچند «بست شنا» نیز نام رایجی برای همان محصول است.

    حالا عبارت «آرایشگر نزدیک من» را امتحان کنید؛ احتمالاً واژهٔ «آرایشگر» در اکثر نتایج ظاهر نمی‌شود، اما «سالن مو» و مشاغل مشابه را می‌بینید. این به این دلیل است که موتورهای جستجو به‌جای ارائهٔ فهرست کلیدواژه‌ها، راه‌حل‌های مشکل کاربران را ارائه می‌دهند؛ اگر صفحه راه‌حل را داشته باشد، نیازی به تکرار مکرر کلیدواژه‌ها نیست.

    به‌عنوان مثال، به‌جای گفتن «پر کردن کلیدواژه» در این مطلب، می‌توانم بگویم «استفادهٔ بیش از حد عبارات برای سئو». معنای دو عبارت یکسان است. اگر به‌طور مکرر از «پر کردن کلیدواژه» استفاده کنم، خوانندگان این ستون به‌سرعت خسته می‌شوند؛ با تنوع‌بخشی می‌توانم علاقهٔ آن‌ها را حفظ کنم و موتورهای جستجو همچنان قادر به تشخیص این مفهوم مشابه هستند. این نکته نیز به تگ‌های سرفصل اعمال می‌شود.

    شواهد قطعی برای این ادعا ندارم، اما به نظر می‌رسد که این روش برای مشتریان ما و محتوای تولیدی‌مان مؤثر باشد و بیش از ده سال است که به‌خوبی کار می‌کند. اگر عبارت کلیدواژهٔ اصلی در تگ H1 باشد، چه به‌عنوان آیتم منو و چه به‌عنوان پست وبلاگ، نیازی به قراردادن آن در H2، H3 و غیره نداریم. اگر کلیدواژه به‌صورت طبیعی در متن ظاهر شود، مشکلی ندارم؛ چرا که این امر تجربه کاربری (UX) خوبی ایجاد می‌کند.

    نظریه‌ای که در اینجا مطرح می‌شود این است که سرفصل‌ها تم و موضوع را به بخش‌های زیرین منتقل می‌کنند. اگر سرفصل سطح بالا شامل واژهٔ «آبی» باشد، فرض می‌کنم تم «آبی» در سراسر صفحه جاری باشد و به تگ H2 نیز اعمال شود، چرا که H2 زیرموضوع «آبی» است. «H2»های مرتبط با آبی می‌توانند «تی‌شرت‌ها» و «شلوارک‌ها» باشند.

    اگر این درست باشد، با داشتن H1 به‌عنوان «آبی» و H2 به‌عنوان «شلوارک»، موتور جستجو می‌داند که این‌ها «شلوارک‌های آبی» هستند و من به‌اطمینان کامل این‌گونه فکر می‌کنم که کاربران نیز همین‌طور خواهند دانست. آنها بر روی «آبی» کلیک می‌کنند یا صفحه نتایج جستجو برای لباس‌های آبی را می‌بینند و سپس از منو یا اسکرول به «شلوارک» دسترسی پیدا می‌کنند.

    اگر واژهٔ «آبی» را در هر لینک و سرفصل تکرار کنید، برای کاربر خسته‌کننده می‌شود. اما بسیاری از سایت‌های مورد جریمه، عناوین «شلوارک کارگو آبی»، «شلوارک چینی آبی»، «شلوارک ورزشی آبی» و… دارند. بهتر است فقط به سبک‌های شلوارک مانند «کارگو» یا «چینی» اشاره کنیم؛ زیرا موتورهای جستجو احتمالاً از طریق تگ H بالاتر می‌دانند این شلوارک‌ها آبی هستند. همچنین بخش «آبی» احتمالاً در مسیرهای ناوبری (breadcrumbs)، ساختار سایت، توصیف محصولات و غیره گنجانده شده است.

    یکی از کارهایی که قطعاً نباید انجام دهید، داشتن میلیون‌ها لینک در فوتر است که با ناوبری سازگار هستند یا پر از کلیدواژه‌های تکراری می‌باشند. این روش زمانی مؤثر بود، اما امروز صرفاً به‌عنوان هرزنامه شناخته می‌شود. این کار به کاربر کمکی نمی‌کند؛ برای موتورهای جستجو واضح است که هدف سئو است. سایت‌هایی که کلیدواژه‌ها را پر می‌کنند، معمولاً از این تاکتیک‌های قدیمی نیز استفاده می‌کنند؛ به همین دلیل این نکته را در اینجا هم ذکر می‌کنم.

    امیدوارم این توضیح به سؤال شما دربارهٔ استفادهٔ بیش از حد از موضوعات یا عبارات خاص پاسخ دهد. این کار فقط ابزار سئو را راضی می‌کند؛ به این معنی نیست که تجربه کاربری خوبی برای کاربران یا موتورهای جستجو فراهم می‌کنید. اگر بر نوشتن برای مصرف‌کننده‌تان تمرکز کنید و کلیدواژه یا عبارت را به‌طور طبیعی در متن بگنجانید، احتمالاً پاداش مثبت دریافت خواهید کرد.

    منابع بیشتر:

    • چرا تحقیق کلیدواژه برای سئو مفید است و چگونه می‌توان رتبه گرفت
    • سؤال از سئوکار: آیا باید برای کلیدواژه‌های با حجم جستجوی بالا یا رقابت‌پذیر بهینه‌سازی کنیم؟
    • تحقیق کلیدواژه: راهنمای جامع برای مبتدیان

    تصویر شاخص: پائولو بابیتا/مجله موتورهای جستجو

  • آماده یا نه، این‌ها می‌آیند — یادداشت‌هایی از تغذیه اجباری هوش مصنوعی ….

    به تازگی یک آیفون جدید خریدم. نیازی به داشتن نسخه جدیدتر نداشتم، اما گوشی قبلی‌ام به‌گونه‌ای خراب شده بود که به سادگی قابل تعمیر نبود؛ پس ناچار شدم به چرخه سخت برنامه‌ریزی برای کهنه‌شدن بپیوندم. من همیشه از بهبود مستمر کیفیت تصویر خوشحالم. در غیر این‌صورت، برای من فقط نیاز به یک گوشی جدید و بدون آسیب بود. اما این یکی از مدل‌هایی است که اپل بارها به شما می‌گوید هوش مصنوعی خود را در دستگاه تعبیه کرده است—چیزی که می‌گویند فوق‌العاده است. یا همان‌طور که آن‌ها می‌گویند. به‌طور مکرر. و حس کلی من این است که اپل نسبت به دیگر غول‌های فناوری، کم‌ترین تمایل به پرستاره‌سازی و اغراق در این زمینه را دارد.

    از وقتی که از گوشی جدید استفاده می‌کنم، دریافتم که برنامه پیام‌رسانی اپل حالا پیشنهادهای عبارت و تکمیل کلمات را به سطحی بالاتر می‌برد — به‌گونه‌ای که می‌توان گفت به حدی تقریباً بی‌منطق رسیده است.

  • بستن نشت‌ها در محاسبهٔ کوانتومی

    جوزف ایمرسون – مؤسسهٔ محاسبهٔ کوانتومی و گروه ریاضیات کاربردی، دانشگاه واترلو، انتاریو، کانادا

    فیزیک 18, 200 – یک استراتژی نوین با مهار اثرهای خروج کیوبیت‌ها از حالت‌های هدفشان، اصلاح خطا در محاسبهٔ کوانتومی را بهبود می‌بخشد.

    عنوان تصویر
    شکل 1: پان و همکارانش حافظهٔ کوانتومی اصلاح‌شده را بر بستر 97 کیوبیت ابررسانا نشان دادند [1]. دایره‌های قرمز و آبی به ترتیب نشان‌دهندهٔ کیوبیت‌های داده و کیوبیت‌های کمکی هستند. حاشیه‌های نارنجی و قرمز به ترتیب مجموعه‌های کیوبیت با فاصله‌۳ و فاصله‌۵ را در بر دارند.
    عنوان تصویر
    شکل 1: پان و همکارانش حافظهٔ کوانتومی اصلاح‌شده را بر بستر 97 کیوبیت ابررسانا نشان دادند [1]. دایره‌های قرمز و آبی به ترتیب نشان‌دهندهٔ کیوبیت‌های داده و کیوبیت‌های کمکی هستند. حاشیه‌های نارنجی و قرمز به ترتیب مجموعه‌های کیوبیت با فاصله‌۳ و فاصله‌۵ را در بر دارند.

    کامپیوترهای کوانتومی در فضای با بعد بالا کار می‌کنند و از هم‌بستگی، درهم‌تنیدگی و سایر اثرات کوانتومی ویژه بهره می‌برند. به همین دلیل، این سامانه‌ها به‌طرز منحصربه‌فردی نسبت به خطاها حساس هستند؛ حساسیتی که در سیستم‌های کلاسیک مشاهده نمی‌شود. غلبه بر این خطاها، چالش اصلی برای دستیابی به محاسبهٔ کوانتومی در مقیاس بزرگ است. از میان روش‌های متعدد حذف خطا، اصلاح خطای کوانتومی معیار طلایی به شمار می‌آید، اما بیشینهٔ کارایی خود را زمانی می‌نماید که خطاها به‌صورت مستقل بین کیوبیت‌ها و در طول زمان رخ دهند؛ یعنی وقتی همبستگی خطاها محدود باشد. در حال حاضر، جیان‌وی پان از دانشگاه علم و فناوری چین و همکارانش رویکرد جدیدی برای مهار خطاهای همبسته ناشی از به‌نام «خطاهای نفوذی» (leakage) ارائه دادند [1]. آنها این دستاورد را با به‌کارگیری یک طرح کنترلی که به‌طور مؤثر در یک چرخهٔ واحد اصلاح خطا ادغام می‌شود، به دست آوردند. این نمایش، دامنهٔ منابع فیزیکی خطا را که می‌تواند در چارچوب محدودیت‌های معماری اصلاح خطای کوانتومی مهار شود، به‌شدت گسترده‌تر می‌کند.

    اصلاح خطا بهترین عملکرد را وقتی دارد که هم خطاهای همبسته و هم خطاهای حفظ‌کنندهٔ هم‌بستگی در سطح ناچیز باشند. خطاهای همگنی می‌توانند از نقص‌های کلی در کنترل کیوبیت ناشی شوند، بسته به بازهٔ زمانی تغییرات این نقص‌ها. در همان حال، خطاهای همبسته بین کیوبیت‌ها می‌توانند از نقص‌های خاص کنترلی، مانند تداخل میکروویوی و اتصال‌های باقی‌مانده و غیرقصدی بین کیوبیت‌ها، به‌وجود آیند. سرانجام، خطاهای همبسته در طول گام‌های زمانی می‌توانند از مجموعه‌ای گسترده از مکانیزم‌ها ظاهر شوند.

    تلاش‌های فراوانی برای توسعه روش‌های شناسایی و مهار خطاهای همگنی و همبسته در سامانه‌های کیوبیتی انجام شده است. مهار خطاهای همگنی تا حد زیادی مسئله‌ای حل‌شده است، از طریق تکنیک‌هایی مانند جداسازی دینامیک (dynamical decoupling) [2] و ترکیب تصادفی (randomized compiling) [3]. همچنین، وجود همبستگی‌ها بین کیوبیت‌ها و زمان (مربوط به خطاهای غیرمارکوفی که به «خطاهای غیرمارکوفی» نیز نامیده می‌شوند) اکنون می‌تواند به‌صورت مؤثر از طریق مجموعه‌ای از روش‌ها که از استراتژی «benchmarks تصادفی» (randomized benchmarking) استفاده می‌کنند، شناسایی شود [4‑6]. با این حال، یافتن روش‌های کارآمد برای سرکوب همبستگی‌های خطا همچنان به‌عنوان یک چالش بزرگ باقی مانده است، به‌ویژه در چارچوب محدودیت‌های زمانی و سایر محدودیت‌های معماری اصلاح خطای کوانتومی.

    یک منبع مهم از همبستگی‌های خطا در چندین پلتفرم پیشرو محاسبهٔ کوانتومی — از جمله کیوبیت‌های یون‌دار و کیوبیت‌های ابررسانا — مکانیزمی به نام «نشت» است. نشت زمانی اتفاق می‌افتد که حالت کوانتومی یک کیوبیت از زیرفضای دو‑بعدی سطوح انرژی فیزیکی که به‌عنوان حالات ۰ و ۱ کیوبیت تعریف می‌شود، فرار کند. خطاهای نشت به‌خودشان به‌راحتی شناسایی می‌شوند [7, 8] و می‌توانند توسط تکنیک‌های اصلاح خطا مدیریت شوند. اما یکی از چالش‌های منحصر به‌فرد این خطاها این است که اطلاعات کوانتومی معمولاً از دست نمی‌رود؛ بلکه در طول زمان طولانی در کنار زیرفضای کیوبیت باقی می‌ماند. سپس مشکل نشت پیچیده‌تر می‌شود؛ چرا که اطلاعات نشت‑شده می‌تواند بعداً به زیرفضای کیوبیت بازگردد. این فرآیند می‌تواند اطلاعات کوانتومی را در همان کیوبیت یا کیوبیت همسایه تغییر دهد و به خطاهای همبسته در طول محاسبه منجر شود. به‌عبارت دیگر، خطای بازگشت تنها زمانی رخ می‌دهد که خطای نشت نیز پیش آمده باشد، و این گونه خطاهای همبسته اغلب فراتر از قابلیت‌های کدهای اصلاح خطا برای شناسایی و حذف مطمئن هستند.

    پان و همکارانش این مسأله را در یک بستر کیوبیت ابررسانا که برای اجرای حافظهٔ کوانتومی تنظیم شده بود، با حضور هر دو نوع کیوبیت داده و انکلا (کیوبیت‌های کمکی) مورد نیاز برای یک طرح کامل اصلاح خطا، مورد بررسی قرار دادند (شکل 1). آنها طرح خود را در چارچوب معماری کد سطح (surface code) پیاده‌سازی کردند؛ رویکردی پیشرو در اصلاح خطای کوانتومی که به دلیل نیازهای کم به اتصال کیوبیت‌ها و تحمل بالا در مقابل نرخ خطا، مورد توجه قرار گرفته است. در طرح جدید، نشت کیوبیت‌های داده با بهره‌گیری از مدارهای کنترلی یکپارچه که به‌صورت کامل توسط پالس‌های میکروویوی هدایت می‌شوند، مهار می‌شود و این مهار به‌عنوان یک زیرروال سریع در هر چرخهٔ اصلاح اجرا می‌گردد. همزمان، یک پروتکل بازنشانی برای کیوبیت‌های انکلا، نشت و سایر خطاهای این کیوبیت‌های کمکی را کاهش می‌دهد.

    تیم از تکنیک معیار‌سنجی تصادفی ترکیبی برای برآورد خطاهای اضافی ناشی از مدارهای مهار نشت استفاده کرد. اما این روش می‌تواند نسبت به روش‌های پیشرفته‌تری نظیر معیار‌سنجی چرخه‌ای (cycle benchmarking) [5] خطاهای قابل‌توجهی داشته باشد. با این وجود، پان و همکارانش توانستند تأیید کنند که ترکیب عناصرشان، ضمن محدودیت‌های یک چرخهٔ اصلاح، دستاورد کاهش خطای خالص به‌اندازهٔ ۱٫۴ را به‌دست آورده است. این نتیجه بدین معنی است که بزرگ‌کردن کد سطح به‌مقدار یک واحد فاصله، نرخ‌خطای منطقی را به‌دلیل ۱٫۴ برابر کاهش می‌دهد؛ یافته‌ای که پژوهشگران نشان دادند بدون این مهار نشت، غیرممکن بود.

    پان و همکارانش حافظهٔ کوانتومی اصلاح‌شده را با کد سطح فاصله‌۷ که بر روی ۹۷ کیوبیت فیزیکی اجرا شد و دارای عمق ۴۰ چرخهٔ اصلاح بود، نشان دادند. این نمایش یک پیاده‌سازی در مقیاس بزرگ و دستاوردی چشمگیر بر پایهٔ استانداردهای امروز بود. اما باید انتظاراتمان را به‌دقت تنظیم کنیم، چرا که هنوز فاصلهٔ زیادی با اهداف محاسبهٔ کوانتومی مقیاس کاربردی و مقاوم به خطا و تأثیرات واقعی آن در جهان دارد. به‌عنوان مثال، معیار طلایی برای نشان‌دهی برتری کوانتومی — این‌که محاسبهٔ کوانتومی می‌تواند از محاسبهٔ کلاسیک پیشی بگیرد — پیاده‌سازی الگوریتم شاور برای فاکتورگیری اعداد بزرگ و حل مسئلهٔ لگاریتم گسسته است. این دستاورد تهدیدی برای سامانه‌های مورد استفاده در تراکنش‌های اینترنتی، امنیت بیت‌کوین و غیره است که به سختی این محاسبات وابسته‌اند. پیشرفت‌های نظری اخیر نیازهای فاکتورگیری عدد ۲۰۴۸‑بیتی را از تخمین ۲۰ میلیون کیوبیت به «فقط» یک میلیون کیوبیت کاهش داده‌اند [9]. بنابراین خبر خوش این است که این نیازها به سمت توانمندی‌های آزمایشگاهی ما نزدیک می‌شوند؛ خبر بد این است که هنوز مسیر طولانی در پیش است.

    مراجع

    1. T. He و همکاران, «اصلاح خطای کوانتومی تجربی زیر آستانه کد سطح از طریق مهار نشت تمام‌میکروویوی», Phys. Rev. Lett. 135, 260601 (2025).
    2. L. Viola و همکاران, «جدا‌سازی دینامیکی سامانه‌های کوانتومی باز», Phys. Rev. Lett. 82, 2417 (1999).
    3. J. J. Wallman و J. Emerson, «سفارشی‌سازی نویز برای محاسبهٔ کوانتومی مقیاس‌پذیر از طریق ترکیب تصادفی», Phys. Rev. A 94, 052325 (2016).
    4. J. Emerson و همکاران, «تخمین نویز مقیاس‌پذیر با عملگرهای تصادفی واحدی», J. Opt. B: Quantum Semiclassical Opt. 7, S347 (2005).
    5. A. Erhard و همکاران, «شناسایی کامپیوترهای کوانتومی مقیاس بزرگ از طریق معیار‌سنجی چرخه‌ای», Nat. Commun. 10, 5347 (2019).
    6. A. Carignan-Dugas و همکاران, «بازسازی خطا و کالیبراسیون ترکیبی چرخه‌های محاسبهٔ کوانتومی», arXiv:2303.17714.
    7. J. J Wallman و همکاران, «شناسایی مقاوم خطاهای نشت», New J. Phys. 18, 043021 (2016).
    8. Y.-H. Chen و C. H. Baldwin, «معیار‌سنجی تصادفی با خطاهای نشت», Phys. Rev. Res. 7, 043065 (2025).
    9. C. Gidney, «چگونه اعداد صحیح RSA ۲۰۴۸ بیتی را با کمتر از یک میلیون کیوبیت پرنوازی فاکتور کنیم», arXiv:2505.15917.
  • ۴ حقیقت ناخوشایند درباره استفاده از ChatGPT

    نمای نزدیک از درخواست «Ask ChatGPT» روی صفحهٔ یک گوشی هوشمند
    Nwz/Shutterstock

    از اواخر نوامبر ۲۰۲۲، OpenAI با ارائه یک ربات گفت‌وگو پیشرفته که از یک مدل زبانی بزرگ برای درک ورودی‌های انسانی و تولید پاسخ‌های شبیه به انسان استفاده می‌کند، جهان را شگفت‌زده کرد. علیرغم اینکه یکی از نخستین کاربردهای یک مدل زبانی بزرگ بود، ChatGPT به‌خاطر دسترسی آسان خود محبوب شد. می‌توانید برنامه را دانلود کنید یا هوش مصنوعی گفت‌وگوئی OpenAI را از طریق مرورگر وب استفاده کنید. اگر می‌خواهید تاریخچهٔ گفتگوهای خود را ذخیره کنید، باید با یک حساب موجود Apple، Google یا Microsoft وارد شوید.

    اگرچه ChatGPT دسترسی آسانی دارد و به‌طبیعی در کار، مدرسه و حتی استفاده‌های غیررسمی ادغام می‌شود، هنوز مواردی وجود دارد که هنگام تعامل با این ربات گفت‌وگو باید به آن‌ها توجه کنید. گاهی ممکن است ChatGPT پاسخ‌های نادرستی بدهد یا اطلاعات شخصی شما را ثبت کند. این ربات در برخی موارد قابل اطمینان است، اما همچنان دارای سوگیری‌هایی است که نمی‌توان نادیده گرفت. همچنین، گفتگو طولانی‌مدت با یک ربات می‌تواند اثرات روان‌شناختی ایجاد کند که پذیرششان دشوار است.

    ChatGPT می‌تواند به سؤالات پاسخ‌های ساختگی بدهد

    گزینهٔ جستجوی وب ChatGPT در صفحهٔ درخواست برجسته شده
    Nwz/Shutterstock

    ChatGPT ممکن است پاسخ‌ها را با لحنی بسیار بی‌ادعا ارائه دهد، اما واقعیت این است که همیشه صحیح نیست.

    در حال حاضر، ChatGPT نسخهٔ ۵.۱ را برای تمام سطوح اجرا می‌کند، اما انتظار می‌رود نسخهٔ ۵.۲ به‌زودی منتشر شود. این نشان می‌دهد که همیشه فشار برای ارائهٔ به‌روزرسانی‌ها وجود دارد تا همگام با رقبای فعلی بماند. به یاد داشته باشید که هوش مصنوعی هنوز حوزه‌ای در حال رشد سریع است و رقبایی همچون Google Gemini، Claude از Anthropic، و حتی Perplexity به این رقابت شعلۀ بیشتری می‌افشانند.

    همچنین ChatGPT همواره منبع یا ارجاع مناسب برای پاسخ‌های خود را ارائه نمی‌دهد. OpenAI در راهنمای خود اشاره می‌کند که ChatGPT ممکن است تعاریف، واقعیت‌ها را به‌صورت نادرست ارائه دهد و حتی نقل قول‌ها و مطالعاتی را ساختگی ارائه کند. بنابراین، پیش از باور به اطلاعات، باید همیشه آن‌ها را تأیید کنید، اما گاهی ربات مسیر منبع اطلاعات را به‌دست‌نخورده می‌گذارد؛ در این صورت بهتر است زمانی که امکان دارد سؤال کنید.

    ChatGPT انسان نیست، علی‌رغم داشتن قابلیت مکالمه

    شخصیت رباتیک کنار تلفنی با لوگوی ChatGPT روی صفحه
    miss.cabul/Shutterstock

    در حین گفتگو با ربات گفت‌وگوی OpenAI، ممکن است به‌راحتی فراموش کنید که تولید کنندهٔ پاسخ‌ها در واقع یک هوش مصنوعی است، نه یک انسان، به‌ویژه که این برنامه بر پایه یک مدل زبانی بزرگ ساخته شده تا به‌صورت شبیه‌انسان پاسخ دهد. حتی مواردی وجود دارد که افراد از این ربات برای تبدیل همدم هوش مصنوعی به شریک ایده‌آل استفاده کرده‌اند. یک مورد که اوایل امسال گزارش شد، شامل زنی متاهل بود که برای ایجاد یک رابطهٔ مجازی از این پلتفرم استفاده کرد.

    اگرچه این تنها یک زیر محصول از ظاهر انسان‌مانند ربات‌های گفت‌وگو است، تصور کنید که از آن به‌عنوان پلتفرمی برای بیان مشکلات یا برگزاری بحث‌های حساس بدون احساس قضاوت استفاده کنید؟ این راحتی مکالمه باعث می‌شود افراد تقریباً احساس کنند که «فرد» پشت صفحه، در واقع یک هوش مصنوعی واقعی است که پاسخ‌ها را بر پایه داده‌های ارائه‌شده پیش‌بینی می‌کند، نه یک انسان.

    ChatGPT دارای محدودیت حافظه است

    شخصی که بر روی گوشی هوشمند به ChatGPT می‌نویسد
    Ascannio/Shutterstock

    ChatGPT همچنین محدودیتی برای میزان اطلاعاتی که می‌تواند هنگام تعامل به‌خاطر بسپارد دارد. این نکته‌ای نیست که همه به آن فکر کنند، به‌ویژه اگر پلتفرم را به‌صورت گاه‌به‌گاه استفاده کنید. ChatGPT می‌تواند جزئیات خاصی را از طریق عملکرد حافظهٔ ذخیره‌شدهٔ ارجاعی خود نگه دارد که به حفظ ارتباط و شخصی‌سازی گفت‌وگوها کمک می‌کند. اما این نیز دارای محدودیتی است. طبق گفتهٔ ChatGPT، می‌تواند تا هزاران توکن از زمینه را ذخیره کند که معادل چند صفحهٔ متن است (OpenAI به‌طور واضح اندازهٔ دادهٔ ذخیره‌شده برای ChatGPT را اعلام نکرده است).

    همچنین نمی‌تواند تمام اطلاعاتی را که به آن می‌دهید ذخیره کند. اطلاعات کوتاه‌مدت یا جزئیات بی‌اهمیت، اطلاعات حساس شخصی (مانند گرایش جنسی یا موضع سیاسی دقیق) یا هر چیزی که می‌تواند هویت شما را شناسایی کند، مانند شمارهٔ تلفن و شناسه‌ها، ذخیره نمی‌شود. اما علایق، زمینهٔ شخصی، ترجیحات و پروژه‌های بلندمدت شما ذخیره می‌شوند. حافظه‌های ذخیره‌شده نیز به دو دستهٔ اصلی تقسیم می‌شوند: حافظهٔ گفت‌وگو و حافظهٔ دائم. مگر اینکه شما صراحتاً درخواست کنید یا تنظیمات را به‌صورت خودکار فعال کنید، هیچ اطلاعاتی در حافظهٔ دائم ذخیره نخواهد شد.

    ChatGPT به‌طور کامل محرمانه نیست

    لوگوی ChatGPT بر روی یک دستگاه موبایل در مقابل دیوار متنی سبز
    Alan Mazzocco/Shutterstock

    در هر پلتفرم هوش مصنوعی، باید از ارائهٔ اطلاعات شخصی خود خودداری کنید. هرگز داده‌های حساسی مانند اطلاعات بانکی، پروژه‌های کاری یا حتی برخی اطلاعات حساس دستگاه که می‌تواند به حساب‌های شما مرتبط شود را به‌اشتراک نگذارید. سیاست حریم‌خصوصی ChatGPT اعلام می‌کند که اطلاعاتی نظیر اطلاعات حساب کاربری، محتوای کاربر (متن ورودی شما به‌عنوان پرسش، شامل فایل‌های بارگذاری‌شده) و اطلاعات شخصی که در ارتباطات ارائه می‌دهید، از جمله ایمیل‌ها، رویدادها و نظرسنجی‌ها، جمع‌آوری می‌شود.

    تمام اطلاعاتی که فراهم می‌کنید برای ارتقاء خدمات و آموزش مدل، و برای رعایت تعهدات قانونی و شرایط استفاده به‌کار می‌رود. با این حال، این سیاست حریم‌خصوصی همچنین بیان می‌کند که ممکن است داده‌های شما را به افراد ثالث، از جمله دولت و وابستگان آن، افشا کند. همچنین باید به یاد داشته باشید که افراد می‌توانند داده‌های ارائه‌شده توسط شما را مشاهده کنند مگر اینکه برای مقاصد آموزشی گزینهٔ خروج از این‌کار را انتخاب کرده باشید. با این وجود، در مواردی که به دلایل قانونی یا برای بررسی سوءاستفاده ضروری باشد، ممکن است به‌طور فنی به برخی از داده‌ها دسترسی داشته باشند.